شیشه ی پنجره را باد شکست او به هر ثانیه از رفتن تو سوی چشمان مرا کم می کرد تو از آن کورترین زاویه ها به غم انگیز ترین پنجره می خندیدی و نمی دانستی اشک از پنجره آویزان بود تو فقط پنجره را می دیدی که تو را ازمن برد "کاش این پنجره نابینا بود" پنجره ,پنجره نابینا منبع
درباره این سایت